<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="Movable Type/3.33" -->
<rss version="0.91">
  <channel>
    <title>Javaneh | Persian weblog</title>
    <link>http://weblog.ejavaneh.com/</link>
    <description></description>
    <language>en-us</language>
    <webMaster></webMaster>
    <pubDate>Tue, 22 Apr 2008 13:03:06 -0800</pubDate>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2008/Apr/22/217.php</link>
      <description>اینجا رو خاک گرفته، مدتهاست حتی سر هم به اینجا نمی زنم. نه وقتش هست نه حوصله اش... ولی خوب شاید دوباره شروع کنم :)...</description>
    </item>
    <item>
      <title>روزی پر از خبرهای خوب</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2008/Feb/29/215.php</link>
      <description>چه روز خوبی بود دیروز. خبرهای خوبی رسید از اینور و آنور. بالاخره کار سیتیزنشیپ من درست شد، بعد از یکسال بی خبری دیروز نامه اش رسید. یکی از دوستان بسیار عزیزم هم دیروز به من خبر از یک اتفاق...</description>
    </item>
    <item>
      <title>ایران</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2008/Jan/10/214.php</link>
      <description>ایران هستم، یک هفته است آمده ام ایران . از برف شدید نمی شود از خانه تکان خورد، به غیر از یک دو روز که مجبور بودم بیرون بروم بقیه روزها را یا خانه خودمان بودم یا خاله هایم، یا...</description>
    </item>
    <item>
      <title>شماره ماشین</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Nov/20/213.php</link>
      <description>در کالیفرنیا خریداران ماشین این امکان را دارند که شماره پلاک ماشینشان را خودشان تعیین کنند. مطمئن نیستم قانونش در ایالتهای دیگر چیست و این را فقط در مورد کالیفرنیا می دانم. مردم هم معمولا شماره ها یا حروفی را...</description>
    </item>
    <item>
      <title>تولد یکسالگیم مبارک؟؟</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Nov/ 3/212.php</link>
      <description>شد یکسال، درست یکسال. گاهی می گویم چه زود گذشت، گاهی می گویم چه دیر گذشت. گاهی می گویم چرا پیش آمد، گاهی هم می گویم چه خوب که پیش آمد. این چند روز را می خواستم خودم باشم و...</description>
    </item>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Oct/ 7/211.php</link>
      <description>-------- فردا قرار بود که دفتر ما تعطیل باشد اما دو روز پیش یک ایمیل مکش مرگ ما از رییس بزرگ رسید که همه دوشنبه باید بیایند سر کار! من فردا بعد از ظهر امتحان دارم و حسابی برای این...</description>
    </item>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Oct/ 2/210.php</link>
      <description>چرا هیچکس اطراف من انگلیسی حرف نمی زنه؟ همه یا چینی حرف می زنند یا هندی!!!! (توی دانشگاهم الان )...</description>
    </item>
    <item>
      <title>آن نفر</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Sep/27/209.php</link>
      <description> بین دوستان پدرها و مادرهایمان، دوستانی که خاله و عمو صدایشان می کنیم، همیشه یک یا دو نفر هستند که همیشه مورد بحث و غیبتند. کسانی که زندگیشان از قالب تعریف شده زندگی در ایران بیرون رفته، خیانت کرده...</description>
    </item>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Sep/25/208.php</link>
      <description>دختران هندی هم دانشکده ایی من را صرفنظر از ظاهرشان به راحتی از کمربندهای پولک پولکی زرد و سرخابیی که می پوشند به راحتی می شود شناخت. من نمی دانم داستان این کمربندها چیست و چرا اینقدر دوستشان دارند!...</description>
    </item>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Sep/24/207.php</link>
      <description>بوی قهوه خانه کوچکم را برداشته است.خانه ام تاریک است و تنها منبع روشنایی در آن چراغ مطالعه کوچک کنار دستم است روی میزم پر از کاغذ و قلم است. بوی کاغذ من را یاد دفترچه هایی می اندازد که...</description>
    </item>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Sep/22/206.php</link>
      <description>حس خوبی بود فهمیدن این که دیگر عصبانی نیستم، درک اینکه از موفقیتش خوشحال شده ام. وقتی از او قدر دانی می شد ته دلم از خوشحالی لرزید ، دوست داشتم این لرزش را، دوست داشتم عصبانی نبودنم را...</description>
    </item>
    <item>
      <title></title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Sep/11/204.php</link>
      <description>پیاده زیر برف از توانیر تا تجریش، بعد هم بوسیدن همراه با ترس توی کوچه پس کوچه های تاریک فرشته. رنوی خاکستری نمره اصفهان نازلی برف بازی توی سعادت آباد توی خرابه های روبروی خانه علی درکه توی سرمای زمستون...</description>
    </item>
    <item>
      <title> کیوسک و کیا</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Sep/ 5/203.php</link>
      <description>ویدیو جدید برای آهنگ ای داد از عشق از آلبوم آدم معمولی، کار هنرمندانه احمد کیارستمی...</description>
    </item>
    <item>
      <title>Labor day weekend</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Sep/ 4/202.php</link>
      <description>I had no plans for the labor day weekend; another boring long weekend, I thought. Turned out to be one of the funnest weekends I ever had. It was really fun, and now I&apos;m tired and exhausted for another work...</description>
    </item>
    <item>
      <title>کیوسک</title>
      <link>http://weblog.ejavaneh.com/archives/2007/Aug/29/201.php</link>
      <description>طرفداران کیوسک در کانادا امیدوارم که بدونن که کیوسکیها برای کنسرت به کانادا می روند. هشتم سپتامبر تورنتو و بیست و هشتم ونکوور برای خرید بلیط به اینجا بروید عشق سرعت تو کجایی افسوس...</description>
    </item>

  </channel>
</rss>