بنزین ارزون می خوای؟ کمتر برون!
یاهو 9 ستون نویس اقتصادی-تجاری استخدام کرده است
اعتراض به سانسور زنان در اینترنت
آرشيو

By Date
February 2008January 2008
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
March 2007
December 2006
November 2006
October 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
By Category
powered by
Movable Type 3.33
RSS | Atom
A cupp'a tea
کافی شاپی نزدیک خانه ام است که معمولا اگر کتابی بخواهم بخوانم یا بخواهم کار کنم به آنجا می روم.
اطرافم پر از کافه است اما این یکی را به بقیه ترجیح می دهم.بزرگ است و پر از میز و صندلی و البته اینترنت مجانی.
برای چند دقیقه به اطرافم نگاه می کردم، به میزها و صندلیها، شاید از 20 تا میزی که در این کافه است فقط دوتای آنها مثل هم هستند، هر میزی ساز خودش را می زند، یکی قهوه ایست دیگری کرم و آن یکی مشکی، یکی پایه اش کنده کاری شده است و آن دیگری پایه اش فلزی است. صندلیها هم وضع مشابهی دارند. چند تا صندلی لهستانی هم آن وسط افتاده اند.
من دلم برای این صندلیهای لهستانی می رود، نمی دانم هم چرا! بالاخره چندتایی از آنها را خواهم خرید.
آنورتر یک سری مبل زهوار در رفته هم افتاده اند، قرمز و سبز و آن یکی به نظرم قهوه ایی است
پشت میز مشگی کنار دست من دختری آمریکایی با دوست پسرش نشسته و مشغول طراحی است و دوست پسرش روی فوتوشاپ کار می کند، به نظرم هردویشان اهل هنرند، آنطرف تر یک پسر چینی است روی صندلی لهستانی که کتابی در مورد نوروساینس می خواند (روی جلد کتابش نوشته نوروساینس!) روبروی من هم پسری نشسته که یک کتاب آناتومی بدن جلویش باز است . روی مبل قرمز هم یک دختر و پسر توی بغل هم گره خورده اند. من هم که یک دختر خاورمیانه ایی، یک کتاب مدیریت پروژه جلویم باز است ولی به جای خواندن آن مشغول لاس زدن با وبلاگم هستم.
این کافی شاپ را به خاطر تکراری نبودنش دوست دارم
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/157
Comments
*جوانه جان من همچنان خوانندهی وبلاگ قشنگتم عزيزم. دير به دير میآيم ولی حتما میآيم و يک جا همهی نوشتههات رو میخونم. الآن اومدم ديدم اااا وبلاگ جديد من هم به نارنجیای وبلاگ توست. کار هنرمندانهی حميدرضاست...
** يه چيز ديگه هم بگم و برم. بارها میخواستم کامنت بذارم ولی وقتی ديدم کامنت های قبليم وقتی از ایران آمده بودی، پاک شده، احساس کردم شايد نبايد چيزی مینوشتم. به هرحال وبلاگت و حال و هوای اون و نوشتههات رو دوست دارم. هميشه باشی نازنين...
جوانه جانم ممنون از توضيحت . خيالم راحت شد نازنين:)
manam daghighan hamintor boodam... har vaght mikhastam khosh khoshak dars bekhonam miraftam ye coffe shop mesle hamin :) vali koli sooje mididam :D
""...Those WeRe The DaYs, My FrieNd WE Thought THey'd NeVeR EnD ...""
Hello, very nice site, keep up good job!
Admin good, very good.
باید جای دیدنی ای باشه ...