« | Main | »

باز هم نق نق

دلم می خواد برم خونه... خسته ام ولی کلی کار دارم و باید بمونم، جمعه شبم رو سر کار می گذرونم...

دو روزه که دلم می خواد برم ایران، زده به سرم بلیط بگیرم و حتی برای یک هفته هم که شده بروم. دلم تنگ شده...
تنها دلبستگیی عاطفی که به اینجا داشتم سال گذاشته از بین رفت، الان هم اگر مانده ام فقط به این خاطره که شرایط زندگی اجتماعیم اینجا با ایران متفاوته...وگرنه برای چی بمونم؟ از وقتی مادربزرگم فوت کرده فکر می کنم اگر بقیه خانواده ام هم بروند و من نباشم چه کنم؟؟؟

دلم برای ایران تنگ شده، برای خوبیها و بدیهاش. چند روز پیش رانندگی می کردم به طرف خانه، شب بود و همه جا تاریک، چراغ راهنمایی سر چهار راه سبز شده بود و رنگ سبزش تمام خیابان رو روشن کرده بود، باور کنید یا نه، من را یاد چراغانیهای نیمه شعبان انداخته بود! اونجا بود که فهمیدم ای دل غافل دلم ایران رو می خواد...

پ.ن: اینجا هم شده نق-دونی من!



| Posted at July 20, 2007 4:12 PM

Trackback Pings

TrackBack URL for this entry:
http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/178

Comments

درکت میکنم. اون سفر یه هفته ای هم ایده ی خوبی به نظر میاد.


Posted by: بی تا at July 20, 2007 6:22 PM

join the club!


Posted by: sara at July 20, 2007 10:00 PM

لحظاتی تو زندگی هست که یهو به خودم میام و میگم:"من از زندگی چی می خوام؟!"
بعدش یاد سهراب می افتم که می گفت:"دل خوش سیری چند؟"
و اونوقته که دلم رو خوش می خوام! حتی به قدر یک سیر کوچولو !
اگه سفر ایران دل تو رو خوش می کنه، حتی برای یک هفته، اونوقت... "یک سیر از اون دل خوش رو چقدر قیمت میشه گذاشت؟!
(پی نوشت: نگی حالا این وسط دعوا داره نرخ تعیین می کنه که دلش می خواد منو تو ایران ببینه ها!)...
بامید دیدار!


Posted by: خونه قدیمی at July 21, 2007 12:40 AM

beghole Bita, join the club! hamine dige. hala giram baraye man ke vabastegiye aatefi daram inja! kami asuntar vali kolan hamine dige...


Posted by: roozmare negar at July 23, 2007 9:31 AM

زندگی همینه دیگه! باید تحمل کرد!


Posted by: ماکان at July 24, 2007 6:21 PM

Post a comment




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)