بنزین ارزون می خوای؟ کمتر برون!
یاهو 9 ستون نویس اقتصادی-تجاری استخدام کرده است
اعتراض به سانسور زنان در اینترنت
آرشيو

By Date
February 2008January 2008
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
March 2007
December 2006
November 2006
October 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
By Category
powered by
Movable Type 3.33
RSS | Atom
« |
Main
| باز هم نق نق »
http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/177
چند شب پیش با دوستی شب زنده داری می کردیم. همراه هم دو بطری شراب قرمز را تمام کردیم، از شرابی بود که نوشیدیم یا از خوشی، گفتیم و خندیدم و بد و بیراه گفتیم به دنیا و زمانه.
از هر چیزی حرف زدیم، از فلسفه و سیاست تا مرد و زن. جفنگ بافتیم و خندیدیم. فحش دادیم به مردانی که جای پاهایشان را روی قلبهایمان گذاشته بودند و به زمانه ایی که ما را به اینجا آورده است. شب خوبی بود، شاید تک و توک حرفهایمان را اینجا نوشتم!
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/177
Comments
Posted by: ماکان at July 19, 2007 12:00 AM
از قدیم گفتند مستی و راستی ...
منتظریم .
Posted by: rainy at July 19, 2007 1:19 AM
فرخنده شبی بوده!
باورکن که شیرین ترین لحظات زندگی در همین گفتگوهای از هر دری سخنی است...
CHEERS!
Posted by: خونه قدیمی at July 21, 2007 12:50 AM
معمولا اون حرف ها بدرد بیان در محیط های عمومی نمی خوره!