« | Main | باز هم نق نق »

چند شب پیش با دوستی شب زنده داری می کردیم. همراه هم دو بطری شراب قرمز را تمام کردیم، از شرابی بود که نوشیدیم یا از خوشی، گفتیم و خندیدم و بد و بیراه گفتیم به دنیا و زمانه.
از هر چیزی حرف زدیم، از فلسفه و سیاست تا مرد و زن. جفنگ بافتیم و خندیدیم. فحش دادیم به مردانی که جای پاهایشان را روی قلبهایمان گذاشته بودند و به زمانه ایی که ما را به اینجا آورده است. شب خوبی بود، شاید تک و توک حرفهایمان را اینجا نوشتم!



| Posted at July 18, 2007 10:12 PM

Trackback Pings

TrackBack URL for this entry:
http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/177

Comments

معمولا اون حرف ها بدرد بیان در محیط های عمومی نمی خوره!


Posted by: ماکان at July 19, 2007 12:00 AM

از قدیم گفتند مستی و راستی ...
منتظریم .


Posted by: rainy at July 19, 2007 1:19 AM

فرخنده شبی بوده!
باورکن که شیرین ترین لحظات زندگی در همین گفتگوهای از هر دری سخنی است...

CHEERS!


Posted by: خونه قدیمی at July 21, 2007 12:50 AM

Post a comment




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)