بنزین ارزون می خوای؟ کمتر برون!
یاهو 9 ستون نویس اقتصادی-تجاری استخدام کرده است
اعتراض به سانسور زنان در اینترنت
آرشيو

By Date
February 2008January 2008
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
March 2007
December 2006
November 2006
October 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
By Category
powered by
Movable Type 3.33
RSS | Atom
« از سری داستانهای من و جینجر! |
Main
| »
http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/176
هر از گاهی چیزی خوشحالم می کند که معمولا از آن دوری می کنم و یا دوستش ندارم، مانند تاریکی. امشب تاریکی را دوست داشتم، برایم دوست و یار خوبی بود، در ناباوری به فریادم رسید.
ممنون تاریکی، ممنون.
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/176
Comments
Posted by: Alireza at July 16, 2007 11:46 PM
شما هم کم عجیب نیستی ها!
Posted by: ماکان at July 17, 2007 2:08 AM
من از اون تاریکی مطلقی خوشم میاد که چش چشو نبینه! یعنی اینکه دستو بگیری یه سانتی صورتت نفستو رو پوست دست حس کنی اما چشت هیچی نبینه!
وای که چه دلچسبه!
Posted by: خونه قدیمی at July 21, 2007 1:27 AM
Hi
Nice to visit your online home. Keep that good job.
Alireza, Italy