« تهران | Main | 3 تهران »

2 تهران

صبح با صدای اذان بیدار شدم!
یک مدت طول کشید تا یادم بیاد ایران هستم، کلی به مسجدی که اذان پخش
می کرد بد و بیراه گفتم. ولی چه فایده 5 صبح بیدارم کرد خیلی اوضاع خواب و اعصابم درسته مسجد هم برای ما بازی در میاره!

صدای بوق ماشینها دارن کلافم می کنن. توی برکلی هیچکس بوق نمی زنه اینجا کسی نیست که بوق نزنه.

عوض شدم، حسابی هم توی این 3 سال که آمریکا بودم عوض شدم. مادرم می گه آدم بی تفاوتی بودم بی تفاوت تر شدم
چیزهایی برام مهم شدن که مهم نبودند و اونهایی که مهم بودند اهمیتشون رو از دست دادند.

نمی دونم بگم تغییرات خوب بودن یا بد ولی حسابی تغییر کردم و ازش به وحشت افتادم، مگه می شه در عرض 3 سال یکنفر اینهمه تغییر کنه!

الان که برگشتم می فهمم رفتنم چقدر برای خانواده ام سخت بوده الان می فهمم که چقدر بهشون فشار اومده من عاشق بودم وقتی ایران رو ترک کردم تا رسیدم به آمریکا دنبال برنامه های عقد و عروسیمون بودیم و عشق و عشق بازی، درک نکردم که با خانواده ام چه کردم
خودم رو هرگز نمی بخشم



| Posted at November 10, 2006 4:04 AM

Trackback Pings

TrackBack URL for this entry:
http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/135

Comments

Salam Javaneh jaan,
Mesle inke tehran ziad khosh nemigzareh, dont feel bad, man parsal ke raftam tehran, bara farar az oonja sanye shomari mikardam, mifahmam che hali dari, vali che mishe kard, harchi bashe vataneh. omidvaram ke oza kholit khob bashe, harmoshkeli hast bar taraf sheh. maro bi khabar nazar,
dooste ghadimi reza (babak)


Posted by: reza at November 13, 2006 7:45 AM

Post a comment




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)