بخصوص 5 دقیقه آخر فیلم با خواندن لئونارد کوهن و اجرای بانو و ادج از یو 2.
آرشيو

By Date
November 2006October 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
By Category
powered by
Movable Type 3.33
RSS | Atom
« |
Main
| شهید زنده در راه بانک ولز فارگو »
http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/100
بچه که بودم صبحهای زمستونی هر روز صبح که از خواب بیدار می شدم
قبل از هرکاری پرده رو می زدم کنار ببینم برف آمده که مدرسه ها
تعطیل بشن؟
امروز صبح هم هوای اینجا این حال و هوا را داره بیدار که شدم اول
پرده را زدم کنار!
فکر کنم این حس به این خاطر بهم دست داده که دارم عین خر درس می خوانم
و کار می کنم. به حدی وقت کم می یارم که حتی دقیقه ها رو هم می شمارم
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/100
Comments
Posted by: زمزمه های ذهن من at November 30, 2005 5:57 AM
من عاشق اینم که تو زمستون وقتی یه دفعه پرده ها رو کنار میزنی میبینی همه جا سفید شده.
Posted by: khanum hanna
at December 6, 2005 3:52 AM
at December 6, 2005 3:52 AM
سلام.از آشنایی با شما خوشحالم