5 تهران

4 تهران

3 تهران

2 تهران

تهران

mumbling



گرما

مورد پسند واقع شد!

بخصوص 5 دقیقه آخر فیلم با خواندن لئونارد کوهن و اجرای بانو و ادج از یو 2.

">Leonard Cohen: I'm your man

آرشيو




« شیرینی با پودر شکلات؟؟ | Main | »

نیویورک

پریروز از نیویورک با هزارتا عکس برگشتیم.

یکدل نه صد دل عاشق این شهر شدم.شهر زنده است و همه هیجان دارند
وقتی در خیابان راه می روید همه زبانی می شنوید جز زبان انگلیسی
و هر چقدر سرتان را بالا ببرید خورشید را نمی بینید.
همه جای شهر بوی هات داگ و بادام سوخته می دهد
هر دو قدم یک دستفروش با موزیک بلند عربی ایستاده و هات داگ می فروشد و
این چیزی است که در سانفرانسیسکو نمی بینید.
پلیس به حدی در شهر زیاد است که تصور می کنید خبری شده.
شهر کاملا غیر قابل پیش بینی است ، همیشه شنیده اید که شب نیویورک
خطرناک است ولی 3 صبح هم به خیابان بروید میلیونها آدم در حال قدم
زدن هستند. در عین حال در رستوران درست و حسابی که غذای 3 نفر
می شود 150$ دعوا می شود.
سنترال پارک به ویژه در پاییز از زیباترین مکانهایی است که می توانید ببینید و تنها جایی است که در بار آن ساعت 11 صبح هوس اپل مارتینی
می کنید.

نیویورک را دوست دارم اما روز آخر دلم برای آرامش شهر خودم تنگ شده
بود.

عکسها را روی ایرانیان می توانید ببینید

سنترال پارک
مجسمه آزادی
موزه مدرن آرت
موزه متروپولیتن



| Posted at November 11, 2005 4:42 PM

Trackback Pings

TrackBack URL for this entry:
http://www.ejavaneh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/96

Comments

سلام عزیز...
من ولی شیرازو ترجیح میدم به هر جا.البته حس ناسیونالیستی ندارم.اما واقعن شیراز یه چیز دیگس!!


Posted by: hadi behrooz at November 18, 2005 11:28 PM

جوانه جان من‌هم هلاک نیویورک هستم.


Posted by: هاله at January 25, 2006 10:46 PM

Post a comment




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)